تبلیغات
با هم ولی تنها - من نیستم

من نیستم
آنکه باید می بودم ، آنکه باید باشم
من نیستم من
.
من گرفتارم من اسیرم من خستم

هیچ راهی نیست؟
راه زندگی بر من ، راه غصّه خواهی بیش نیست
.
من نیستم من

جادّه های آینده در خیالم دیریست ، کوچه های تاریکیست
.
آه شقایق های وجودم
:
با گذشته زندم.

بشنو از من ، من نیستم من
بشنو و هیچ نگو از من

با محبّت با وجودی از عشق

با قلم ها در شب
با سکوت شاعرانه در فکر ، با خیالم ، با روح
هیچ نگو

بشنو آنچه در قلب سیاهم برپاست
رنگ من در غم نیست
رنگ من آبی است


~~~~~~~~

+ نوشته شده در  جمعه 23 دی 1384ساعت 01:01 ق.ظ
  به قلم: <-رسول->  (s)امید ()

دوست دارم با تمام عشق و امیدی كه در آرامگاه دلم وجود دارد باورت كنم و چنان باشم كه تو می خواهی دوست دارم شبی را تا صبح به تماشاگه چشمانت همان چشمان تیله ات بنشینم تا باورت كنم و باور كنم چگونه دیدن و چگونه بودن را دوست دارم كه شبی را تا صبح با تو نشسته و تمام عقده‌های دلم را برایت بازگو كنم تا شاید مرحمی بر زخم دل شكسته خود گذاشته باشم دوست دارم كه چنان تو را پرستش كنم كه حتی مجنون لیلی اش را پرستش نكرده بود و مجنون به این عشق و به این گونه پرستش حسادت كند دوست دارم تصویری از عشق و محبت بر صفحه خونین دلم رسم كنم كه حتی فرهاد تصویری به این واضعی از شیرین نكشیده باشد دوست دارم در صدر عاشقان دنیا قرار گیرم
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T