تبلیغات
با هم ولی تنها - کاشکی........... ( )

کاشکی برگردیم دوباره

به روزایِ مهربونی

به گذشته ی قشنگ و

لحظه های همزبونی                 

کاشکی برگردیم دوباره

به رفاقت قدیمی

به روزای آشنایی

باز به حرفای صمیمی

کاشکی می شد میدونستی

لحظه هام بی تو تمومن

هر چی خوبیه تو دنیاس

واسه من بی تو حرومن

کاشکی میشُد که دوباره

تُوُ خیالم می نشستی

این غرور سرد من رو

با غرورت می شکستی!

 

 


~~~~~~~~

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن 1385ساعت 10:01 ق.ظ
  به قلم: <-رسول->  (s)امید ()

دوست دارم با تمام عشق و امیدی كه در آرامگاه دلم وجود دارد باورت كنم و چنان باشم كه تو می خواهی دوست دارم شبی را تا صبح به تماشاگه چشمانت همان چشمان تیله ات بنشینم تا باورت كنم و باور كنم چگونه دیدن و چگونه بودن را دوست دارم كه شبی را تا صبح با تو نشسته و تمام عقده‌های دلم را برایت بازگو كنم تا شاید مرحمی بر زخم دل شكسته خود گذاشته باشم دوست دارم كه چنان تو را پرستش كنم كه حتی مجنون لیلی اش را پرستش نكرده بود و مجنون به این عشق و به این گونه پرستش حسادت كند دوست دارم تصویری از عشق و محبت بر صفحه خونین دلم رسم كنم كه حتی فرهاد تصویری به این واضعی از شیرین نكشیده باشد دوست دارم در صدر عاشقان دنیا قرار گیرم
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T