تبلیغات
با هم ولی تنها - دوبارگی کن ... و این چرخه ادامه دارد ...
 

هر صبح به همه ی نداشتن هایم سلام می دهم

از داشتن هایم خداحافظی می کنم

واین چرخه ادامه دارد ...

 

یک نفر می آید

به او هم سلام می دهم ... می خواهد برود ... برایش دست تکان می دهم ...

یقین دارم چیزی از من را با خود می برد .

و این چرخه ادامه دارد ...

 

گاهی گم می شوم و به ناچار با همه به خودم می خندم ...

حادثه ها یکی پس از دیگری بر من وارد می شوند

و این چرخه تا کی ادامه دارد ؟؟؟ 

 

دوبارگی کن ...

دوبارگی

دوباره به من سلام بده غریبه

دوباره  مرا در آرمانی هایت گم کن غریبه ...

دوباره  دیوانگی کن غریبه

دوباره ...

باز هم خداحافظ غریبه ...؟!؟


~~~~~~~~

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 شهریور 1388ساعت 09:13 ب.ظ
  به قلم: <-رسول->  (s)امید ()

دوست دارم با تمام عشق و امیدی كه در آرامگاه دلم وجود دارد باورت كنم و چنان باشم كه تو می خواهی دوست دارم شبی را تا صبح به تماشاگه چشمانت همان چشمان تیله ات بنشینم تا باورت كنم و باور كنم چگونه دیدن و چگونه بودن را دوست دارم كه شبی را تا صبح با تو نشسته و تمام عقده‌های دلم را برایت بازگو كنم تا شاید مرحمی بر زخم دل شكسته خود گذاشته باشم دوست دارم كه چنان تو را پرستش كنم كه حتی مجنون لیلی اش را پرستش نكرده بود و مجنون به این عشق و به این گونه پرستش حسادت كند دوست دارم تصویری از عشق و محبت بر صفحه خونین دلم رسم كنم كه حتی فرهاد تصویری به این واضعی از شیرین نكشیده باشد دوست دارم در صدر عاشقان دنیا قرار گیرم
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T