تبلیغات
با هم ولی تنها - فقط و فقط یکی ...

دلم از وحشت شبهایی اینچنین پر است ،

.

 دلم از هیاهوی پوچ زمین ،‌ از حصارهای بودن ، از دیواره های سنگین زیستن گرفته

.

است ...

.

دلم دل نیست

.

نمی دانم چیست ؟

.

سرزمین حیرانی است ...

.

کویر است ...

.

گویی نیستم و این نبودن است در لباس بودن ...

.

گویی همه چیز بر قلبم سنگینی می کند ...

.

اشکی نمی ریزم ، سنگین تر می شوم ...

.

دور دلم حصار می کشم مثل بقیه حصارهایی که زمین و زمان و آدم ها برایم کشیده اند ،

.

چشم هایم را می بندم ،

.

به گوش هایم می گویم نشنوند ،

.

در صندوقچه گویای اسرار را می بندم ...

.

آرام می نشینم ...

.

بی دلهره و بی وحشت ، بدون اضطراب شب های تنهایی ،

.

 بدون ترحم به دلی که کویر شد و خشکید ، بی آنکه همهمه زمین و زمینیان را

.

بشنوم ...

.

سکوت محض ،

.

آنقدر که صدای تپش تپش قلبم طنین انداز شود ...

.

فقط و فقط یکی را میهمان دلم می کنم ...

.

با او حرف می زنم ، برایش اشک می ریزم ، درد دل می کنم ،

.

می شود محرم اسرار و مرهم هر چه زخم بر دلم جا مانده.

.

...

.

کاش مرحمتی کند به این برهوت و کاش بپذیرد حضور در این کوچکی مطلق را ...

.

کاش گوشه چشمی بیاندازد ، بپذیرد ، ببخشاید ...

.

که او مطلق عشق است و آرامش و مطلق هر چه خوبی است و مطلق نور ...


~~~~~~~~

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور 1388ساعت 09:39 ب.ظ
  به قلم: <-رسول->  (s)امید ()

دوست دارم با تمام عشق و امیدی كه در آرامگاه دلم وجود دارد باورت كنم و چنان باشم كه تو می خواهی دوست دارم شبی را تا صبح به تماشاگه چشمانت همان چشمان تیله ات بنشینم تا باورت كنم و باور كنم چگونه دیدن و چگونه بودن را دوست دارم كه شبی را تا صبح با تو نشسته و تمام عقده‌های دلم را برایت بازگو كنم تا شاید مرحمی بر زخم دل شكسته خود گذاشته باشم دوست دارم كه چنان تو را پرستش كنم كه حتی مجنون لیلی اش را پرستش نكرده بود و مجنون به این عشق و به این گونه پرستش حسادت كند دوست دارم تصویری از عشق و محبت بر صفحه خونین دلم رسم كنم كه حتی فرهاد تصویری به این واضعی از شیرین نكشیده باشد دوست دارم در صدر عاشقان دنیا قرار گیرم
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T