تبلیغات
با هم ولی تنها - سلام...

امروز روز یک آغاز دوباره است

.

آغاز بودن

.

اما نه مثل قبل

.

بلکه با رنگ و صورتی جدید

.

و با دلی و دیدی جدید

.

که اینچنین نو شدن و پس از یک مبارزه – که وادار به سکوتم کرده بود-

.

دوباره در این کلبه را گشودن

.

برایم همچون تولدی دوباره است.

.

ولی هنوز یقین دارم

.

که فقط با سکوت است که می شود به زمزمه درون گوش سپرد

.

و روح لطیف جاری در دنیا را - به قدر بضاعت- حس کرد.

.

...

.

و گاه سکوت لازمه زندگی است

.

...

.

پس از تحمل سنگینی این سکوت - که گاه به مرگش شبیه دانستند! -

.

حنجره ام فریادی را طلب می کند

.

و چه وا‍‍‍ژ‍‌ه ای برای فریاد زیبا تر از نام خداست ؟!

.

و برای شکستن یک سکوت چه واژه ای شیواتر از سلام است؟!

.

...

.

پس سلام !

.

"خداوندا مرا آن ده که آن به."

.


~~~~~~~~

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور 1388ساعت 08:44 ب.ظ
  به قلم: <-رسول->  (s)امید ()

دوست دارم با تمام عشق و امیدی كه در آرامگاه دلم وجود دارد باورت كنم و چنان باشم كه تو می خواهی دوست دارم شبی را تا صبح به تماشاگه چشمانت همان چشمان تیله ات بنشینم تا باورت كنم و باور كنم چگونه دیدن و چگونه بودن را دوست دارم كه شبی را تا صبح با تو نشسته و تمام عقده‌های دلم را برایت بازگو كنم تا شاید مرحمی بر زخم دل شكسته خود گذاشته باشم دوست دارم كه چنان تو را پرستش كنم كه حتی مجنون لیلی اش را پرستش نكرده بود و مجنون به این عشق و به این گونه پرستش حسادت كند دوست دارم تصویری از عشق و محبت بر صفحه خونین دلم رسم كنم كه حتی فرهاد تصویری به این واضعی از شیرین نكشیده باشد دوست دارم در صدر عاشقان دنیا قرار گیرم
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T