تبلیغات
با هم ولی تنها - آموخته ام که...

 

آموخته ام که ...

آموخته ام که بیش از آنکه مرا می فهمند، دیگران را درک کنم

آموخته ام که بیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم

آموخته ام که همیشه فردی خوشبین باقی بمانم چراکه زندگی و موهبت های آن را دوست می دارم

آموخته ام که اگر چه از هر چیزی بهترینش را ندارم ولی از هر چه که دارم بهترین استفاده را نمایم

          آموخته ام که لبخند ارزان ترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید

آموخته ام که آنچه امروز در دست دارم ممکن است آرزوی فرداهایم باشد

آموخته ام که زندگی مثل یک نقاشی است با این تفاوت که در آن از پاک کردن خبری نیست

آموخته ام که هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست

آموخته ام زیاده گویی، شاید مقدمه ناشنوایی باشد


~~~~~~~~

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور 1388ساعت 10:27 ب.ظ
  به قلم: <-رسول->  (s)امید ()

دوست دارم با تمام عشق و امیدی كه در آرامگاه دلم وجود دارد باورت كنم و چنان باشم كه تو می خواهی دوست دارم شبی را تا صبح به تماشاگه چشمانت همان چشمان تیله ات بنشینم تا باورت كنم و باور كنم چگونه دیدن و چگونه بودن را دوست دارم كه شبی را تا صبح با تو نشسته و تمام عقده‌های دلم را برایت بازگو كنم تا شاید مرحمی بر زخم دل شكسته خود گذاشته باشم دوست دارم كه چنان تو را پرستش كنم كه حتی مجنون لیلی اش را پرستش نكرده بود و مجنون به این عشق و به این گونه پرستش حسادت كند دوست دارم تصویری از عشق و محبت بر صفحه خونین دلم رسم كنم كه حتی فرهاد تصویری به این واضعی از شیرین نكشیده باشد دوست دارم در صدر عاشقان دنیا قرار گیرم
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T