تبلیغات
با هم ولی تنها - من فقط می خندم...
کار من خندیدن است
به جهان می خندم
به جهانی که تو را زاده است
آری آری به جهان می خندم
به گردش دور فلک می خندم
به عمر گذران می خندم
که لب جوی نشسته ام و گذرش می بینم

کار ما بیهوده است
گذر عمر عبث است
من و تو جز اضافی باری بر دوش زمین
چه به آن افزودیم؟

نثر آهنگینم به نشان از دل شادانم نیست
من فقط می خندم
به جهان می خندم

http://i8.tinypic.com/2yjvamg.jpg

~~~~~~~~

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان 1388ساعت 06:35 ب.ظ
  به قلم: <-رسول->  (s)امید ()

دوست دارم با تمام عشق و امیدی كه در آرامگاه دلم وجود دارد باورت كنم و چنان باشم كه تو می خواهی دوست دارم شبی را تا صبح به تماشاگه چشمانت همان چشمان تیله ات بنشینم تا باورت كنم و باور كنم چگونه دیدن و چگونه بودن را دوست دارم كه شبی را تا صبح با تو نشسته و تمام عقده‌های دلم را برایت بازگو كنم تا شاید مرحمی بر زخم دل شكسته خود گذاشته باشم دوست دارم كه چنان تو را پرستش كنم كه حتی مجنون لیلی اش را پرستش نكرده بود و مجنون به این عشق و به این گونه پرستش حسادت كند دوست دارم تصویری از عشق و محبت بر صفحه خونین دلم رسم كنم كه حتی فرهاد تصویری به این واضعی از شیرین نكشیده باشد دوست دارم در صدر عاشقان دنیا قرار گیرم
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T