تبلیغات
با هم ولی تنها - می ترسم

let love be your energy

دستم را دراز می کنم و تکه ای از ابر بی باران امید را


 

به زیر می آورم و در آسمان خیال رها می کنم تا شاید


 

دوباره بر کویر خشکیده ی احساس ببارد و گلهای عشق


 

دوباره شکوفا شوند........هر روز با این رویا دلخوشم


 

اما.....اما می ترسم


 

می ترسم تند باد سرنوشت بیاید و ابرهای رویای مرا با


 

خود ببرد و کویر احساسم همیشه کویر بماند


~~~~~~~~

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد 1384ساعت 01:08 ق.ظ
  به قلم: <-رسول->  (s)امید ()

دوست دارم با تمام عشق و امیدی كه در آرامگاه دلم وجود دارد باورت كنم و چنان باشم كه تو می خواهی دوست دارم شبی را تا صبح به تماشاگه چشمانت همان چشمان تیله ات بنشینم تا باورت كنم و باور كنم چگونه دیدن و چگونه بودن را دوست دارم كه شبی را تا صبح با تو نشسته و تمام عقده‌های دلم را برایت بازگو كنم تا شاید مرحمی بر زخم دل شكسته خود گذاشته باشم دوست دارم كه چنان تو را پرستش كنم كه حتی مجنون لیلی اش را پرستش نكرده بود و مجنون به این عشق و به این گونه پرستش حسادت كند دوست دارم تصویری از عشق و محبت بر صفحه خونین دلم رسم كنم كه حتی فرهاد تصویری به این واضعی از شیرین نكشیده باشد دوست دارم در صدر عاشقان دنیا قرار گیرم
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T